امروز پنجشنبه 21 فروردین 1399
reza.cloob24.com
    0
    این مقاله با هدف بررسی کتابخانه‌ای (توصیفی) در زمینه موضوع فعالیت‌های اثربخش یادگیری ریاضی در مقطع ابتدایی می‌باشد. در ابتدا مطالبی در مورد اهمیت ریاضی و حساب در زندگی روزمره واهداف آموزش ریاضی در دوره‌ی ابتدایی، تعریف علم ریاضی، نظریه‌های مختلف و تأثیرات نظریه‌های رفتارگرایی و سازگرایی بر آموزش ریاضی، علل اختلالات در فهم ریاضی، اصلاح کج‌فهمی‌های ریاضی و راه‌های پیشنهادی در زمینه روش تدریس مؤثر برای ریاضی،راه‌کارهایی برای علاقه‌مند کردن فرزندان به ریاضی برای والدین مورد بررسی قرار گرفته است.
    کلمات کلیدی: علم ریاضی،رفتارگرایی، ساخت‌وسازگرایی، اختلالات یادگیری، آموزش مؤثر"در جامعه‌ی کنونی خوب زیستن نیازمند توانایی‌های انتخاب‌گری،استدلال، تصمیم‌گیری وحل مسئله است. آموزش و پرورش رسالتی بزرگ در ایجاد چنین توانایی‌هایی دارد. از دیدگاه برنامه‌ریزان، ریاضیات یکی از مواد درسی است که آموزش و فراگیری آن در جهت انجام دادن چنین رسالتی،ضروری است پرورش قدرت تفکروخلاقیت حداقل انتظاری است که از آموزش ریاضی مدنظر است" (لوری و وایتلند 2000،صمدی، 1387، ص80).
    "هدف اساسی هر نظام آموزشی این است که مهارت‌های لازم را به افراد ارائه کند تا بتوانند به عنوان عضوی مفید نقش مؤثری در جامعه ایفا کنند. با توجه به ویژگی‌های جامعه‌ی امروز ریاضیات در ارائه این مهارت‌ها سهم بسزایی دارد چرا که ریاضیات با مشاهده،بخش محاسبه، تحلیل،استنباط،قیاس،اثبات و پیش‌بینی سروکار دارد و به عنوان یک نظام ارتباطی به ما کمک می کند تا فهم دقیق و درستی از اطلاعات الگوها و استدلال به دست آوریم" (کرامتی 1382، ص11).
    گرچه ریاضی یکی از مهم‌‌ترین مواد درسی در برنامه آموزشی اغلب کشورهاست و از نظر دانش‌آموزان و بزرگسالان یکی از مشکل‌ترین مواد درسی محسوب می‌شود برای مثال در مطالعات «اداره مهارت‌های پایه» مشخص شد که در انگلستان تعداد زیادی از بزرگسالان فاقد مهارت‌های اصلی حساب هستند و نسبت این افراد بیش‌تر از بزرگسالان بی‌سواد است. با وجود این پژوهش اهمیت ریاضی را در زندگی روزمره بزرگسالی نشان داده‌اند. بر این اساس نداشتن دانش حساب با بیکاری و درآمد پایین در بزرگسالان و نیز با کم سوادی این دسته از افراد رابطه داشت.
    "بزرگسالانی که معلومات ریاضی آنها در دبیرستان‌های انگلستان بالا در سطح «الف» بود نسبت به کسانی‌که فاقد این ویژگی بودند به طور متوسط ده درصد درآمد بیشتری داشتند" (تایمز 1999).
    ریاضیات بیش از کاربرد مهارت‌های اولیه‌حساب اهمیت دارد همچنین مهم‌ترین وسیله برای رشد مهارت‌های شناختی عالی وتفکرمنطقی دانش‌‌آموزان است. ریاضیات در تعدادی از رشته‌های علمی دیگر مثل فیزیک، مهندسی، آمار نیز نقش عمده‌ای دارد (مویس و رینولدز، 1384).
    در سال 1989 کمیته ملی معلمان ریاضی آمریکا هدف کلی برنامه درسی ریاضی در مقطع ابتدایی را کسب دانش و مهارت و تقویت تفکر منطقی تعیین کرد و تأکید روی شمارش جمع و تفریق اعداد و کسرها ضرب و تقسیم اعداد کسرها و اعشار، حل مسئله، برآورد، آمار و هندسه به برنامه‌ی درسی ریاضی تنوع بخشید (برومز و دیگران به نقل از کرامتی، 1382).
    فاسن در سال1997 اظهار داشت که برای پرکردن شکاف بین درک مفهومی کودکان سال‌های اولیه دبستان و نظام علایم ریاضی با استفاده از اشیاء ملموس و عینی فرصت کمی به کودکان داده می‌شود. به نظر او نمادهایی نظیر «+» و «-» را نمی‌توان از طریق فرض کردن به کودکان آموخت. آن‌ها این نمادها را تنها از طریق عمل می‌توانند درک کنند.گریر نیز در این زمینه معتقد است:«مفاهیم پیشرفته‌تر ریاضی نظیر ضرب و تقسیم را فقط می‌توان از طریق مسائل روزمره زندگی واقعی آموزش داد»(همان منبع ص 13). به اعتقاد او کودکان زمانی روش و قواعد ریاضی را به درستی درمی‌یابند که فعالانه در جریان یادگیری خود نقش داشته باشند. مثلاً درک این نکته که ضرب عددی را بزرگتر و تقسیم عددی را کوچکتر می‌کند مستلزم این است که کودک موقعیت‌های فوق را به طور عملی تجربه کند در چنین شرایطی است که هم معلم و هم شاگرد می‌توانند ریاضیات را به عنوان کاربرد قوانین تصور کنند نه فرآیند درک موقعیت‌های ریاضی (همان منبع)
    در کنفرانس بین‌المللی ریاضی در «ماکوهاری» ژاپن صاحب‌نظران مقالات خود را به‌ طور خلاصه ارائه کردند که برخی از نکات مهم مطرح شده در آن‌ها اشاره می‌شود (همان منبع ص15).
    1- یادگیری ریاضی ارتباط نزدیکی با زمینه‌های قبلی دانش‌آموز و باورهای او در زمینه ماهیت ریاضی دارد.
    2- همان‌گونه‌که کودکان یاد می‌گیرند تفکرشان را برای سایرین توضیح داده و توجیه کنند قدرت عقلانی آن‌ها نیز توسعه یافته و تفکر ریاضی‌شان رشد می‌کند.
    3- راهبردها و مشکلات دانش‌آموزان در حل مسأله ریاضی نشأت گرفته از عوامل اجتماعی و فرهنگی نظیر زبان و نمادهاست.
    4- شناخت معلم از درک کودکان دبستانی تأثیر بسزایی در شکل‌گیری تفکر ریاضی آنان دارد.
    5- برای ایجاد یادگیری معنی‌دار، لازم است که تجارب جدید را با دانش قبلی دانش‌آموز پیوند خورد.
    6- برای رشد حرفه‌ای معلمان ریاضی دوره‌ی ابتدایی و درک تفکر ریاضی کودکان، برنامه‌های زیر توصیه می‌شود:
    «استفاده از گروه‌های مشارکتی کوچک، ایجاد هماهنگی و ارتباط بین برنامه‌ی درسی ریاضی و مسائل روزمره خارج از کلاس درس، ارزیابی براساس تکالیف درسی ریاضی، توسعه فعالیت‌های طرح مسأله و پرورش روحیه تحقیق در معلمان.»
    هدف‌های آموزش ریاضی در دوره‌ی ابتدایی
    امروزه هدف آموزش ریاضی در دوره‌ی ابتدایی به‌طورکلی تغییر کرده است.رویکردهای جدید بیش‌تری روی ساختارها، ارتباطات، اکتشافات، مهارت‌های حل مسأله تفکر، روابط بین فردی و روحیه همکاری تأکید می‌کند.
    این مقاله نیز با تأکید بر رویکردهای جدید در حوزه‌ی تعلیم و تربیت نوشته شده می‌کوشد تا با تنوع بخشیدن به روش‌های تدریس ریاضی در مقطع ابتدایی زمینه تحقق یافتن هدف‌های اساسی زیر را فراهم سازد (همان منبع).
    1- علاقه‌مند کردن دانش‌آموزان دبستانی به یادگیری به ویژه یادگیری ریاضی و ایجاد نگرش مثبت در آنان، نسبت به مدرسه و تحصیل
    2- تقویت روحیه همکاری در بین شاگردان و تبدیل کردن رقابت به رفاقت در کلاس درس ریاضی
    3- وادار کردن شاگردان به تفکر در مورد مسائل و تقویت اعتماد به نفس آنان جهت حل مسائل ریاضی و رشد تفکر انتقادی و مهارت‌های سطح بالای تفکر
    4- پرورش مهارت‌های اساسی خواندن، نوشتن و حساب کردن در کودکان
    5- فعال کردن کلاس درس ریاضی از طریق فراهم‌آوری زمینه بحث معلم با شاگرد و شاگرد با شاگرد
    6- تقویت روحیه تحقیق در بین شاگردان از طریق آشنا کردن آن‌ها با موقعیت‌های روزمره‌ی زندگی
    7- تقویت مهارت‌های کلامی و ارتباطی شاگردان
    8- تقویت یادگیری معنی‌دار با استفاده از مواد و وسایل آموزش عینی و ملموس.
    چرا این علم را ریاضی گذاشته‌اند؟
    ریاضی به معنی علمی است که با ریاضت به آن می‌رسند در حالی‌که خود ریاضی اصلاً به معنای ریاضت کشیدن نیست. ریاضی علم «نظم» است و موضوع آن یافتن توصیف هر درک نظمی است که در وضعیت‌های ظاهراً پیچیده نهفته است و ابزارهای اصولی این مفاهیمی هستندکه ما را قادر می‌سازند تا این نظم را توصیف کنیم. علم ریاضی قانون‌مند کردن تجربیات طبیعی که در گیاهان و بقیه مخلوقات مشاهده می‌کنیم علوم ریاضی این تجربیات را دسته‌بندی و قانون‌مند کرده و همچنین توسعه می‌دهد.
    ریاضی بزرگ‌ترین میراث بشریت می‌باشد و ایجاد و ابداع آن صرف‌نظر از قواعد علمی و موارد استعمار از نظمی فکری همانند ادبیات و موسیقی که از مهم‌ترین افتخارات آدمی است در جامعه امروزی به هر شاخه‌ای از علوم که بنگریم به طور مستقیم یا غیرمستقیم تأثیر و دخالت ریاضی را می‌بینیم و کم‌ترین تأثیری که می‌توان داشته باشد ایجاد نظم افراد است.این شاخه از علوم نیز همانند تعلیم احتیاج به یادگیری مفاهیم ابتدایی و پایین دارد. امروزه اگر علمی را نتوان به زبان ریاضی بیان کرد علم نیست و این علم چه از لحاظ اقتصادی و اخلاقی حق علوم فراگیران‌می‌باشد پس به‌نظر می‌رسد با بهره‌مندی از امکانات و به کار بستن شیوه‌های مناسب آموزش توسط آموزگاران و با روش متنوع و جذاب کودکان را به ارزش و اهمیت این درس علاقه‌مند و مطلع نمود.
    ریاضی و زندگی روزمره
    دانش‌آموزان افزایش توانایی ریاضی و گسترش درک و دامنه آن را بر دانش وجودشان بنا می‌نهند وقتی دانش‌آموزان بزرگ‌تر شوند بیرون از مدرسه از طریق فعالیت‌هایی مثل خرید کردن و خواندن صورت‌حساب به ذخیره‌ی معلومات ریاضی ادامه می‌دهند و این یادگیری بیرون از مدرسه را می‌توان با تدریس ترکیب کرد به این طریق دانش‌آموزان ارتباط ریاضی با زندگی واقعی را خواهند آموخت و قادر خواهند شد دانش آموخته شده درکلاس را به دنیای بیرون انتقال‌دهندودرعمل از معلومات ریاضی خود در موقعیت‌های روزمره استفاده کنند (مویس و رینولدز،1384).
    نظریه‌
    آموزش امری است که مستقیماً با انسان سروکار دارد و از این‌رو، بررسی آن نیازمند به روان‌شناختی، جامعه‌شناسی و حتی فلسفه است. مهم‌ترین مسأله در آموزش یادگیری است. از آن‌‌جا که یکی از جنبه‌های یادگیری، یادگیری دانش است. شاخه معرفت‌شناسی در فلسفه و نظرات موجود در این رابطه به تعریف‌های ارائه شده برای یادگیری مؤثر بوده است. معرفت‌شناسی بر پیدایش نظریه‌های یادگیری مؤثر بوده است. نخستین نظرات درباره‌ی ماهیت دانش و چگونگی دانستن آن به یونان‌باستان و افلاطون و ارسطو بازمی‌گردد افلاطون معتقد بود که هریک از اشیای مادی در جهان دارای یک همتای انتزاعی «مُثُل» است که علت آن شیء به حساب می‌آید.
    همه‌ی ارواح آدمیان پیش از قرار گرفتن در بدن همه چیز را می‌دانسته‌اند و پس از تولد تمامی دانش آدمی یادآوری تجاربی است که روح ما در «آسمانی که فراسوی آسمان هاست» داشته است. از این‌رو افلاطون یک فطرت‌گرا به حساب می‌آید. وی تعقل و خردورزی را عامل کسب دانش دانسته و ذهن را در کسب دانش فعال می‌داند یک خردگرا نیز محسوب می‌شود.
    افلاطون، اطلاعات حسی را سد راه کسب حقایق و دانش می‌دانست و معتقد بود با «چشم ذهن» می‌توان دانش حقیقی را کسب کرد. اما ارسطو که شاگرد وی بود تجربه‌ها و اطلاعات حسی را اساس همه‌ی دانش می‌دانست و معتقد بود که پس از این تأثیرات حسی است که ذهن باید با تعمق در آن‌ها قانون‌مندی‌های موجود را کشف کند (چمن‌آرا، 1382، مجله آموزشی ریاضی، ص12).
    پس از انتشار بیانیه‌ی واتسون درسال1913 نظریه رفتارگرایی در روان‌شناسی گسترش یافته است. رفتارگرایی را با این ویژگی می‌توان مشخص کرد که رفتارگرایی، شامل مجموعه‌ای از نقطه نظرات و تعهدات عقلانی بوده که ماهیت روان‌شناسی را «علمی» می‌دیده و معتقد است که ماهیت اصلی رفتار و دیگر نظرات و تأکیدات تحقیقاتی از چنین تعهداتی نتیجه می‌شوند. رفتارگرایی در واقع اساساً علم رفتار است و رفتار به معنی پاسخ سازمان یافته‌ی موجود زنده (ارگانیسم) به محرک است (همان منبع).
    یادگیری از دیدگاه رفتارگرایی و تأثیر آن بر آموزش
    یکی از نظریه‌پردازان دیدگاه رفتارگرایی ثورندایک می‌باشد. وی با آزمایش‌های فراوان بر روی حیوانات اساسی‌ترین شکل یادگیری را یادگیری از راه آزمون و خطا یا طبق نام‌گذاری خود او یادگیری از راه گزینش و پیوند می‌دانست. اعتقاد مشخص او درباره‌ی یادگیری درکلاس درس این بود که کلاس باید دارای نظم و ترتیب بود و هدف‌های آن به روشنی تعریف شده باشند. این هدف‌های آموزشی باید درحد توانایی پاسخ‌دهی یادگیرنده بوده و به واحدهای قابل کنترل تقسیم شوند تا وقتی یادگیرنده پاسخ مقتضی می‌دهد معلم بتواند وضع خوشایندی برای او تدارک ببیند. وی می‌گوید یادگیری از ساده به پیچیده پیش می‌رود.انگیزش چندان مهم نیست.توسط تقویت‌کننده‌های بیرونی یادگیری صورت می‌گیرد. پاسخ‌های غلط به سرعت تصحیح شود تا از تکرار آن‌ها جلوگیری شود. امتحانات، برای یادگیرنده و معلم بازخورد تهیه‌ می‌کنند. موقعیت یادگیری به زندگی واقعی نزدیک باشد. از روش سخنرانی انتقاد می‌کند و آموزش انفرادی را ترجیح می‌دهد. آموزش حل مسائل دشوار به کودکان قدرت استدلال آن‌ها را افزایش نمی‌دهد (همان منبع).
    نظرات ب-اف اسکینر (1990-1904) او معتقد است که اطلاعاتی که قرار است آموخته شوند در گام‌های کوچک ارائه شوند به یادگیرندگان درباره‌ی یادگیری‌شان. بازخورد فوری داده شود تا به سرعت یاد بگیرند. از نظر وی تدریس در واقع سازمان‌دهی وابستگی‌های تقویت‌هایی است‌که یادگیری تحت آن‌ها صورت‌می‌گیرد. دانش‌آموزان بدون تدریس نیز در محیط طبیعی خود چیزهایی یاد می‌گیرند ولی معلم وابستگی‌های خاصی را که موجب تسریع یادگیری می‌شوند سازمان‌دهی می‌کند. وی معتقد است که یادگیری‌های پیچیده‌تر با همین فرآیند وابستگی و تقویت حاصل می‌شوند. همچنین هدف‌های یادگیری باید به صورت رفتاری تعریف شوند اگر برحسب عبارات مبهم و غیر قابل تبدیل به اصطلاحات رفتاری و دقیق باشد این امکان وجود نخواهد داشت.
    اسکینر ابداع‌کننده‌ی«یادگیری برنامه‌ای» و«ماشین آموزشی» است. یادگیری برنامه‌ای یعنی گام‌های کوچک پاسخ‌دهی آشکار، بازخورد فوری و سرعت تعریف شده برای هر شخص.
    با کالبدشکافی رویکردهای سنتی می‌توان نفوذ قوی رفتارگرایان را بر آموزش و پرورش دید. مفهوم «آموزش جهت‌دار، استفاده از امتحانات برای اندازه‌گیری رفتار قابل مشاهده‌ی یادگیری، استفاده از تشویق‌ها و تنبیه‌ها در نظام مدرسه‌ای» همگی مثال‌هایی از تأثیرات رفتارگرایی است.
    امروزه با آموزش به کمک کامپیوتر به عنوان روشی کارآمد برای یادگیری که برای مفاهیم یا مهارت‌های جدید استفاده می‌شود که در صورت پاسخ درست پاداش او ارتقا به سطح بالاتر برنامه است ویادگیرنده تشویق می‌شود. بنابراین«وابستگی‌های تقویت» تبدیل به سطوح مختلف برنامه شده‌اند و این همان رویکرد شرطی‌سازی کنش‌گر است (همان منبع).
    نظریه گشتالت
    روان‌شناسان گشتالت بر این باورند که تجارب پدیده‌شناختی از تجربه‌های حسی به دست می‌آیند و نمی‌توان آن‌ها را از راه تجزیه و تحلیل آن‌چه به اجزای تشکیل‌دهنده‌ی آن‌ درک کرد. آن‌ها معتقدندکه «مادنیارادرکل های معنی دارتجربه می‌کنیم ما محرک‌های جداگانه را نمی‌بینیم، بلکه انچه می‌بینیم محرک‌های ترکیب یافته در انگارهای معنی‌دار یا گشتالت‌ها است و این‌ها موضوع اصلی علم روان‌شناسی است.»
    شعارهای معروف آن‌ها این است «کل بیش‌تر از مجموع اجزای آن است.» و «تجزیه کردن، یعنی تحریف‌کردن» آن‌ها شدیداً با روش‌های تکرار و تمرین‌که براساس نظریه‌های پیوندهای تداعی‌گرایان در مدارس برای آموزش دروس مختلف از جمله ریاضی به کار می‌رفت مخالف بوده و معتقد بودند این نوع تعمیم جوهره تفکر ریاضی را به کلی نابود می‌کند و یادگیری طوطی‌وار از ازرشی برخوردار نیست و اگر دانش‌آموزان بدون فهم، مطالب را فقط به خاطر بسپارند به بطن ریاضیاتی که مطالعه می‌کنند نخواهد رسید (سیف، 1389، کدیور، 1386).
    ساخت‌و سازگرایی
    دیدگاهی در یادگیری است که در واقع در نقطه مقابل رفتارگرایی قرار دارد. اگر نظریه‌های یادگیری را روی طیفی قرار دهیم که یک‌سر آن رفتارگرایی باشد در سر دیگر این طیف ساخت‌وسازگرایی قرار دارد و تاریخچه این نظریه به کارهای پیاژه و ویگوتسکی بازمی‌گردد.
    ژان پیاژه معتقد بود که انسان‌ها از کودکی تا بزرگسالی به تدریج ساختارهای پیچیده منطقی را با ساختن ساختارها یکی پس از دیگری در نزد خود یاد می‌گیرند. کودک با محیط اطراف خود فعالانه در تعامل است و هرچه کودک بزرگ شده و محیط اطراف خود را درک می‌کند شناخت او نیز رشد یافته و توسعه می‌یابد. منطق کودکان و برداشت‌های آن‌ها از پدیده‌های اطراف ما با آن‌چه بزرگسالان از همان پدیده‌ها برداشت می‌کنند کاملاً متفاوت است. بزرگسالان دنیا را آن‌طور که هست توصیف می‌کنند و کودکان دنیا را مثل ما نمی‌بینند هرچند ممکن است همان پدیده‌ای که ما مشاهده می‌کنیم مشاهده کنند مانند قانون بقای حجم (سیف، 1389).
    نظرات ویگوتسکی به ساخت‌وسازگرایی نزدیک است. وی در نظریه تعامل اجتماعی خود در یادگیری مفهوم دامنه‌ی تقریبی رشد را معرفی می‌کند که یادگیری زمانی رخ می‌دهد که دانش‌آموز خارج از سطح واقعی رشد خویش و توسط سطح بالقوه رشد خود در اثر راهنمایی یک بزرگسال یا مشارکت با هم‌سالان مستعدتر از خود یاد می‌گیرد که مسأله را حل کند.
    با توجه به نظرات فوق یک معلم ساخت‌وسازگرا در کلاس درس با فعالیت‌هایی مختلف مثل آزمایش و حل مسائل زندگی واقعی فضایی ایجاد می‌کند تا دانش‌آموزان بتوانند دانش بیش‌تری را توسط خود بسازند و با صحبت درباره‌ی این‌که چگونه دانسته‌های آن‌ها تغییر کرده است. دانش بیش‌تری می‌آفرینند. در واقع در چنین کلاسی دانش‌آموزان یاد می‌گیرند که چگونه یاد بگیرند(سیف، 1389).
    نکته‌ی کلیدی این است که ببینیم دانش‌آموزان از آن‌چه که ما به آن‌ها نشان می‌دهیم چه برداشتی دارند نه این‌که چه‌قدر از آن را فرا می‌گیرند (چمن‌آرا، 1382، مجله آموزش ریاضی، ص20).
    در این راستا به نظر می‌رسد آشنایی مستمر معلمان با دیدگاه‌های جدید در آموزش - به‌ ویژه آموزش ریاضیات- بیش از بخش‌نامه‌ها و دستورالعمل‌هایی با کلمات نظیر «خلاقیت»، «حل مسأله»، «کارگروهی» و... می‌تواند درتغییر روش‌های آموزشی آن‌ها و ارتقای دانش حرفه‌ای معلمان مؤثر باشد.
    علل اختلالات یادگیری در فهم ریاضی
    برخی از کودکان با اشکالات ویژه یادگیری دشواری‌هایی در درک مسائل ریاضیات دارند. اصطلاحی که برای موارد شدید این حالت به کار می‌رود. دیس‌کالکولی یا اختلال در محاسبه و کسب مفاهیم ریاضی است. این گروه از کودکان معمولاً در زمینه درک روابط فضایی دچار مشکل شدید هستند در بررسی دشواری‌های ریاضی این گروه از کودکان باید به مشکلات درک بینایی و تفکر این کودکان نیز توجه شود (نادری، نراقی، 1366).
    چگونگی ترمیم ناتوانی در ریاضیات هدف از ترسیم تقویت مهارت در به‌کارگیری روابط کلی است. این برنامه اغلب از آموزش اصول کمی مانند ترتیب، اندازه، فضا، فاصله با استفاده از مواد قابل لمس و کلام شروع می‌شود و در نهایت برای ایجاد و تقویت قوه استدلال و تفکر منطقی از معماها و صفحات سوراخ‌دار که فرو کردن میله‌های پلاستیکی در آن‌ها می‌توان طرح‌هایی مختلف را ایجاد کرد سود برده شود در آموزش اندازه و نیز ترتیب برای مثال می‌توان از کودک خواست که چهار دایره یا اشکال دیگر هندسی را با اندازه‌های مختلف از چپ به راست براساس از بزرگ‌ترین به کوچک‌ترین ردیف کند و همچنین برای آموزش اصول کمی می‌توان از تکالیف پیاژه در جهت پایایی ذهنی در زمینه‌های عدد، مایع، ماده، وزن و حجم به گونه‌ای که کودک در آن‌ها تبحر یابد نیز سود برد (همان منبع).
    اصلاح کج‌فهمی‌ها
    کودکان ممکن است به سادگی در مورد معنای مفاهیم ریاضی دچار کج‌فهمی شوند معلم باید از ابتدا به این کج‌فهمی‌ها توجه داشته باشد.
    این گفته بر ضرورت این امر دلالت دارد که معلمان باید به دانش‌آموز اجازه دهند تا درباره‌ی نحوه رسیدن به این پاسخ چه غلط و چه درست توضیح دهد. در مورد دوم به صراحت پاسخ غلط را اصلاح کنند. این موضوع به ویژه در ریاضیات حائز اهمیت است. چرا که ممکن است گاهی اوقات پاسخ‌های صحیح از روش‌های ناکارآمد یا نادرست به دست آیند. معلم‌ها باید برای راه‌حل‌هایی که به کار می‌برند دلایل موجه ارائه کنند. مثال دانش‌آموز تصور می‌کند که ضرب همیشه اعداد را بزرگ‌تر و تقسیم کوچک‌تر می‌کند پس برحسب تصورشان از این‌که اعداد باید کوچک‌تر شوند یا بزرگ‌تر به صورت اشتباه استفاده از تقسیم یا ضریب را انتخاب می‌کنند (مویس و همکاران‌، 1384).
    بی‌توجهی معلمان به موارد مطرح شده در تدریس ریاضی
    1- عدم توجه به مجزا بودن سه مرحله آموزش درس ریاضی (مفهوم، تکنیک و کاربرد) که در کتاب‌های ریاضی مراحل به طور مشخص از هم جدا نشده است.
    2- درک مفهوم در آموزش از اهمیت ویژه برخوردار است و تا زمانی‌که دانش‌آموز به مفهوم یک موضوع پی نبرده باشد، آموزش تکنیک سودی ندارد.
    3- عدم توجه در به کارگیری روش فعال
    4- ناشناخته ماندن قلمرو و اهداف ریاضی و زبان ریاضی
    5- آشنا نبودن برخی از معلمان با روش‌های جدید تدریس
    6- تخصصی نبودن معلمان ریاضی
    7- بی‌توجهی معلمان به طرح درس
    8- فقدان ارزش‌یابی کار معلمان ریاضی
    9- بی‌توجهی به علایق، انگیزه‌ها و توانایی دانش‌آموزان(چمن‌آرا،1390،آموزش ریاضی، ص12)
    حساب برپایه کاربرد منطق قرار دارد.
    گفتن این‌که کودکان برای انجام اعمال ریاضی باید بتوانند به صورت منطقی فکر کنند بیان یک حقیقت بدیهی است با وجود این آیا آن‌ها برای انجام هر موضوعی به منطق نیاز ندارند البته منطق در یادگیری اهمیت ویژه‌ای دارد حتی اعمال عددی ابتدایی مثل شمردن برپایه به کارگیری منطق استوار است (مویس و رینولدز، 1384).
    منطق در اعمال عددی پیچیده‌تر نیز به همان اندازه اهمیت دارد. در این مورد مثال زیر از پیاژه اقتباس شده است. دو کودک یک کار باغبانی انجام می‌دهند یکی از آن‌ها ده ساعت و دیگری چهار ساعت کار کرده است آن‌ها معمولاً ده پوند پول دریافت می‌کنند این پول چگونه تقسیم می‌شود. در یک تقسیم عادلانه باید به کودک اول سهم بیش‌تری از پول برسد حل این مسئله مستلزم محاسبات بسیار پیشرفته‌تری در مقایسه با یک تقسیم ساده نیست.
    البته به گفته پیاژه منطق زیربنای این عمل بسیار پیچیده‌تر است و مستلزم ثابت نگه داشتن رابطه بین زمان و پول است. به عقیده پیاژه این‌کار مستلزم عمل مرتبه دوم یا «عمل روی عمل» می‌باشد (نانس و برایانت، 1996، همان منبع، ورشافل، دی‌کورته1993).
    پیشنهادات و راه‌حل‌ها
    آموزش مؤثر و عوامل ویژه ریاضی (استفاده از راهبردهای تدریس کارآمد)
    - آموزش مستقیم یکی از مؤثرترین راهبردهای تدریس است که در آن معلم به صورت فعال مطالب و محتوای درس را به دانش‌آموزان ارائه می‌کند. به واسطه‌ی پژوهش‌ها مشاهده کلاس درس پژوهش‌های مربوطه به رابطه بین رفتارهای معلم و پیشرفت دانش‌آموزان در آزمون‌های استاندارد شده به وجود آمد و توسعه یافت. در مطالعات مختلف در تعدادی از کشورها چند عامل مشترک پیدا شد- یکی از عوامل این بود که تدریس فعال برای کل کلاس مؤثرتر از این است که به خود دانش‌آموزان اجازه داده شود تا بیش‌ترین مقدار از وقت درس را به طور مستقل کار کنند. در قسمت مربوط به تدریس برای کل کلاس تعدادی از رفتارها کارآمد و مؤثر شناخته شده‌اند.
    ابتدا لازم است که ساختار درس به عنوان یک کل یا تشریح اهداف درس تأکید بر نکات کلیدی و خلاصه‌سازی نکات اصلی در پایان به خوبی مشخص شود. آموزش مطالب درسی باید گام به گام صورت گیرد تا پیش از تدریس موضوع جدید مطالب قبلی به خوبی آموخته شده باشند. معلم‌ها باید بر نکات اصلی تأکید کنند نه مطالب حاشیه‌ای. هریک از گام‌ها باید کاملاً ساختار و روشن باشند.
    - مورد دیگر تعامل بین معلم و دانش‌آموز که یکی از مهم‌ترین جنبه‌های آموزش مستقیم است. می‌توان از پرسشگری برای بررسی فهم مطلب توسط دانش‌آموز «داربست‌سازی» برای یادگیری آنها کمک به دانش‌آموز برای تصریح تفکر، بیان اندیشه و گسترش مهارت استفاده کرد. پرسشگری اثربخش یکی از جنبه‌های تدریس است که به‌صورت بسیار گسترده مطالعه شده و بنابراین مجموعه معلومات یکپارچه‌ای درباره‌ی‌ کارآمدترین راهبردهای پرسشگری وجود دارد. معلمان باید سؤال‌های سطح پایین و سطح بالا، سؤال‌های فرآیندی و نتیجه‌ای و سؤال‌های باز و بسته را با یکدیگر ترکیب کنند.
    - وقتی یک دانش‌آموز به قسمتی از سؤال پاسخ صحیح می‌دهد معلم باید قبل از رفتن به سراغ دانش‌آموز بعدی او را در یافتن بقیه پاسخ راهنمایی کند. وقتی دانش‌آموز به سؤالی پاسخ نادرست می‌دهد معلم باید به سرعت اشاره کند که اشتباه بود اگر پاسخ به دلیل بی‌اطلاعی و عدم آگاهی نادرست باشد معلم باید دانش‌آموز را برای یافتن‌ پاسخ صحیح راهنمایی کند.
    - مورد دیگر بحث کلاسی است معلم موضوع و رهنمود به دانش‌آموز ارائه می‌کند معلم در جریان بحث دانش‌آموز نکات اصلی را یادداشت می‌کند. بعد نتیجه بحث را خلاصه و درباره فرآیند بحث از دانش‌آموز نظرخواهی می‌کند.
    - راهبرد دیگر مرور تمرین است، تمرین انفرادی در تقویت پرورش خودکاری و یکپارچه ‌سازی اهمیت دارد. تمرین کلاسی باید به خوبی تدارک دیده شود و ارتباط شاخص با اهداف و مقاصد درس داشته باشد که به صورت تمرین در کتاب یا کاربرگ‌ها خواهد بود.
    - معلم باید در جریان تمرین کلاس بر کل کلاس نظارت داشته باشد تا مطمئن شود که همه مشغول انجام تکلیف هستند. فعالیت دسته‌جمعی در گروه‌های کوچک به تمرین کلاسی افزوده می‌شود. این روش برای کسب مهارت‌های سطح بالای حل مسئله مناسب است.
    - شیوه‌ی تدرس نظام‌مند به خوبی با ماهیت نظام‌مند دانش ریاضی مطابقت می‌کند و توجه آن به تسلط بر مقدار کمی از مطالب قبل از وارد شدن به مرحله بعد می‌توان ترس از ریاضی و احساس ناتوانی را خنثی کند. این روش با ماهیت سلسله مراتبی این ماده درسی نیز مطابقت دارد (مویس و رینولدز، 1384).
    ایجاد ارتباط
    معلومات جدید باید با مفاهیم از پیش آموخته شده مرتبط باشند و بخش‌های مختلف درس با همدیگر با معلومات از قبل آموخته شده و با برنامه درسی مرتبط گردد مفاهیم ریاضی نباید به صورت مجرد تدریس شوند. باید به شدت به رابطه بین مفاهیم تأکید شود. این‌کار به دانش‌آموز کمک می‌کند تا بهتر بتواند معلومات خود را از حافظه بازیابی و ماهیت سلسله مراتبی دانش ریاضی را درک کند. این روابط باید به صورت صریح و مستقیم به دانش‌آموز آموخته شوند معلم همچنین می‌تواند از دانش‌آموزان بخواهند تا بین مفهومی که به تازگی یاد گرفته‌اند و مفهومی که قبلاً آموخته‌اند ارتباط برقرار کنند (هیبرت و کارپنتر، 1992، اسکو و همکاران، 1997 از همان منبع).
    چند جنبه مهم در تدریس ریاضی
    کودکان هنگام ورود به مدرسه دارای مهارت‌ها و دانش ریاضی‌اند. با وجود این تمام مطالبی که آن‌ها می‌دانند غالباً صحیح نیست و غالباً دیده می‌شود که دانش‌آموزان درباره‌ی ریاضی کج‌فهمی‌هایی دارند که مانع یادگیری این درس می‌شود. در ریاضی باید این موارد روشن و حل شوند ماهیت انتزاعی ریاضی غالباً هم در یادگیری دانش‌آموزان و هم در نگرش آن‌ها نسبت به این درس مشکلاتی ایجاد می‌کند. با استفاده از مثال‌ها و موقعیت‌های زندگی واقعی و با تأکید بر ارتباط ریاضیات با زندگی روزمره می‌توان با این مشکل مقابله کرد همچنین مطمئن شویم که معلومات ریاضی در ذهن دانش‌آموز به طور مناسب با هم پیوند یافته و مرتبط شده‌اند. مسئله استفاده از ماشین حساب در آموزش ریاضی اغلب پژوهش‌ها نشان دادند که استفاده از ماشین حساب تأثیر مثبت یا منفی چندانی بر پیشرفت دانش‌آموز در ریاضی ندارد (مویس و رینولدز 1384).
    در پی این موارد ذکر شده نیز راه‌حل‌های پیشنهادی برای تغییر عبارتند از:
    1- آشنایی با روش‌های نوین تدریس
    2- ساخت وسایل کمک آموزشی
    3- آشنایی با اصول و مبانی استفاده از وسایل کمک آموزشی
    چند روش ساده برای علاقه‌مند کردن فرزندان به ریاضی (زاهلر،1381)
    الف- ریاضی را به دنیای واقعی مربوط سازید.
    1- برای ریاضی دلایل عملی ارائه دهید. (خرید)
    2- برای ریاضی دلایل عملی ارائه دهید. (آشپزی)
    3- برای ریاضی دلایل عملی ارائه دهید. (تعمیرات خانگی)
    4- برای ریاضی دلایل عملی ارائه دهید. (کارهای دستی)
    5- برای ریاضی دلایل عملی ارائه دهید. (شغل و حرفه‌ی شما)
    6- کارهای دستی واقعی برای بچه‌ها تدارک ببینید.
    7- یک دفتر یادداشت روزانه برای اندازه‌گیری داشته باشید.
    8- برنامه‌ریزی مسافرت‌ها را برعهده بچه‌ها بگذارید.
    9- از مسافرت‌های طولانی با اتومبیل به عنوان ماجراهایی در طراحی و آموزش ریاضی استفاده کنید.
    10- از بچه‌ها بخواهید برای خود برنامه‌ریزی کنند.
    11- میز غذا را با هم بچینید.
    12- جست‌وجو برای یافتن طرح‌ها و الگوها
    13- کارت‌های بازی
    14- بچه‌ها را به ورزش تشویق کنید.
    15- آمار و ارقام را بررسی کنید.
    ب- رفتار بچه‌ها را اصلاح کنید.
    1- به فرزندتان اطمینان دهید که آمادگی درک مفاهیم ریاضی را دارد.
    2- ارتقای درک و فهم از طریق حفظ کردن و به خاطر سپردن
    3- کمک کنید تا تصورات منفی ریاضی را نابود کنند.
    4- بگذارید بچه‌ها به چیزی که علاقه‌مند هستند پی‌گیر آن شوند.
    5- از بچه‌ها بخواهید روش و شیوه‌ی عمل خود را توضیح دهند.
    6- خطاها را با کمک یکدیگر تحلیل کنید.
    7- راه‌های مبتکرانه برای حل مسائل بجویید.
    8- سعی کنید ثابت کنید.
    ج- رفتار خودتان را اصلاح کنید.
    1- ترس و نگرانی خود را رها کنید.
    2- از منطق اعداد لذت ببرید و لذت خود را ابرازکنید.
    3- مراقب رفتار تبعیض‌آمیز خود باشید.
    4- با آموزگار فرزند خود همکاری کنید.
    5- آگاه باشید که چگونه رشته و روند تحصیلی بچه‌ها بر آینده‌ی آنها اثر می‌گذارد.
    6- بدانید که محاسبه‌ی تنها کفایت نمی‌کند.
    7- سطح توقعات خودرا بالا ببرید.
    8- تفاوت بین بچه‌ها را تشخیص دهید.

    منابع
    - برومز، دزموند و دیگران (1382)، آموزش ریاضی به کودکان دبستانی، ترجمه محمدرضا کرامتی، انتشارات رشد، تهران
    - پولیا، جورج (1377)، چگونه مسئله را حل کنیم، ترجمه احمد آرام، چاپ چهارم، انتشارات کیهان، تهران
    - تبریزی، مصطفی(1377)، درمان اختلالات ریاضی، انتشارات فراروان، چاپ اول، تهران
    - زاهلر، کتی.‌ای (1381)، 50 روش ساده برای علاقه‌مند کردن فرزند به ریاضی، مترجم محمدحسین حیدریان، انتشارات صابرین، چاپ اول، تهران
    - نادری، عزت‌ا... و سیف‌نراقی، مریم (1366)، اختلالات یادگیری، انتشارات امیرکبیر، تهران
    - کدیور، پروین (1386)، روان‌شناسی تربیتی، چاپ یازدهم، انتشارات سمت، تهران
    - سیف، علی‌اکبر (1389)، روان‌شناسی پرورشی نوین (روان‌شناسی یادگیری و آموزش)، ویرایش ششم، نشر روان، تهران
    - هرگنهان، بی.آروالسون، ام.اچ (1385)، مقدمه‌ای بر نظریه‌های یادگیری، مترجم علی‌اکبر سیف، نشر روان
    - چمن‌آرا، سپیده (1382)، تأثیرات رفتارگرایی بر آموزش ریاضی و نظرات منتقدان آن-مجله آموزش ریاضی، شماره 71، صفحات 11 تا 21، دفتر انتشارات کمک آموزشی
    - موریس، دانیل و رینولدز، دیویدر (1384)، آموزش مؤثر (روش تدریس کارآمد)، ترجمه محمدعلی بشارت و حمید شمسی‌‌پور، انتشارات رشد، تهران
    - صمدی، معصومه(1387)،بررسی تأثیر فوری‌و تداومی آموزش راهبردهای خودتنظیمی بر خود تنظیم‌گری و حل مسئله ریاضی، فصلنامه علمی-پژوهشی، شماره 27، صفحه 80، مؤسسه پژوهشی و برنامه‌ریزی درسی و نوآوری‌های آموزشی
    - چمن‌آرا، سپیده (1390)، تحقیق عمل-مجله آموزش ریاضی، شماره 103، صفحه12، دفتر انتشارات کمک آموزشی، صفحه10
    - ویگوتسکی، ال.اس (1365)،اندیشه و زبان،مترجم حبیب اله قائم زاده، نشر آفتاب،تهران
    0

    یکی از مشکلات مهم و اساسی در نظام آموزش و پرورش خصوصاٌ در کشور ما، به کار نگرفتن روش های تدریس نوین در آموزش است. به همین سبب کیفیت آموزشی از سطح مطلوب برخوردار نیست و دانش آموزان علاقه زیادی به تحصیل نشان نمی دهند. یکی از دلائل آن عدم آشنایی معلمان با روش های نوین تدریس در ادبیات فارسی است.
    پیشرفت روز افزون علوم و تحقیقات گوناگون در حیطه های مختلف حاکی از آن است که اطلاعات بشر روز به روز افزایش می یابد و مطالب جدیدی به دست می آید.امروزه هر فرد بشر ناچار از استفاده یافته های جدید است.
    معلم باید با روشهای مختلف تدریس آشنا باشد و باید بداند در کدامین موقعیت آموزشی از کدامین روش استفاده نماید. آنچه در این مقاله خواهد آمد، نگاهی است کوتاه و گذرا به روش های نوین تدریس فارسی و نقد آن سخن به میان خواهد آمد.سپس نتیجه گیری بعمل آمده و در پایان پیشنهاداتی ارائه می شود.
    زبان فارسی به عنوان یکی از زبان‌های غنی و کهن دنیا و زبان دوم اسلام، به لحاظ گستره واژگانی و توانایی‌های خود، در ردیف زبان‌های مهم دنیا جای دارد و از ارزش شایانی برای انتقال مفاهیم دوستی و معاونی بلند برخوردار است. زبان فارسی امروز بی‌گمان در ایجاد پیوند دوستی ملل هم جوار و سایر ملت‌ها در تحقق و شکل‌گیری طرح گفت و گوی ملت‌ها و تمدن‌ها نقش بسزایی ایفا می‌کند، و بیش از پیش توانسته است توجه جهانیان را به خود جلب کند و آنها را به اندیشیدن در ایجاد روابط و پیوندهای دوستی با این زبان تشویق کرده است. زبان فارسی که عهده‌دار برقراری ارتباط بین ملل مختلف دنیا شده، به همین سبب در پیشرفت فرهنگی و هنری در زبان‌های سایر ملل و کشورها تأثیرگذار بوده است.پس اگر از جنبه‌های فرهنگی، ادبی، علمی، و تمدن‌های کهن جهانی به این قضیه بنگریم، ضرورت آموزش زبان و ادبیات فارسی محسوس می‌گردد.
    هدف های کلی برنامه ی آموزشی زبان فارسی در دوره ی ابتدایی
    حیطه شناختی

    1- آشنایی مختصر با زبان فارسی معیار

    2-گسترش حوزه ی نمادها و معانی

    3- آشنایی با گفتار و نوشتار و درک تفاوت آنها

    4- آشنایی مختصر با جلوهای هنری زبان

    5-آشنایی با مسائل اعتقادی اجتماعی.سیاسی.ملی علمی و هنری در قالب زبان
    حیطه ی عاطفی

    الف) ایجاد پرورش و تقویت علا قه ونگرش مثبت نسبت به:- مبانی اعتقادی.فرهنگی و ملی کشور
    - بیان احساسات و عواطف و افکار در قالب گفتار و نوشتار-جنبه های زیبایی سخن و تحسین آن مطالعه
    ب)تلطیف احساسات وعواطف
    بحث: روش های نوین تدریس زبان وادبیات فارسی
    استفاده از روش تدریس فعال و همگام با روز روش های تدریس معلم را ویژگی خاص می بخشد.هدف از این مقاله آشنایی معلمان با روشهای نوین تدریس زبان و ادبیات فارسی واستفاده آنها در کلاس وغنا بخشیدن به محتوای دروس و حرفه ای بار آوردن معلمان و خدمت به اعتلای کیفیت آموزش و پرورش میهن عزیز اسلامی می باشد.برای اطلاعات بیشتر به کتابهای الگوهای تدریس 2000 و آموزش راههای یادگیری و... مراجعه شود.
    1- یادگیری از طریق همیاری
    معلمان باید به دانش آموزان فرصت دهند تا به صورت گروهی و از طریق همیاری به یادگیری اقدام کنند.یادگیری از طریق همیاری یک قالب یا چهارچوب آموزشی است که در آن گروه های دانش آموزی ناهمگن از سوی معلم شکل داده می شوند و به فعالیت می پردازند.
    هدف نهایی از کاربست الگوی تدریس یادگیری از طریق همیاری دستیابی به فعالیت های عالی ذهنی است. همبستگی مثبت، مسئولیت فردی، تعامل چهره به چهره، مهارت های اجتماعی و پردازش گروهی. این عناصر معلم را از سخنرانی صرف و دانش آموز را از تکرار بی مورد آموخته هایش رها می سازد. افزون بر این، یاگیری از طریق همیاری فرصت هایی را پدید می آورد که یادگیرندگان بتوانند در موقعیت هایی چون کارگروهی، ارتباطات، ایجاد هماهنگی اثرگذار و تقسیم کار موفق شوند. سینر گوژی برای آموزش یادگیری از طریق همیاری چهار روش را ارائه می دهد:
    الف) طرح کارایی گروه

    ب) طرح تدریس اعضای گروه

    ج) طرح قضاوت عملکرد

    ث) طرح روشن سازی طرز تلقی
    مراحل اجرای الگو همیاری
    1- ابتدا کروه ها شکل می گیرند. گروه های ناهمگن که دارای اطلاعات و توانایی های مختلف، گوناگون و متنوع هستند، مؤثرتر خواهند بود. در یادگیری از طریق همیاری، تفاوت افراد گروه باعث کارآمد شدن یادگیری می شود. پس از تشکیل گروه ها معلم به کمک دانش آموزان قوانینی را تدوین می کنند مثلا گروه های ختلف نمی توانند با همدیگر صحبت کنند.
    2-این مرحله معلم حدود 15 دقیقه درباره ی هدف های مهم درس، انتظاراتی که از دانش آموزان در پایان جلسه وجود دارد و مطالب اصلی درس که نیاز به توضیح دارد صحبت می کند.
    3- در مرحله ی سوم به دانش آموزان فرصت داده می شود که در یک زمان مشخص روی مطالب و یا فعالیت هایی که در اختیار آنها گذاشته شده در گروه های خود تمرین و کار کنند. معلم با حضور در گروه ها ضمن ارزشیابی راهنمایی های لازم را انجام می دهد.
    4-این مرحله نتایج کار گروه ها به نمایش گذاشته خواهد شد. برای نمایش کار گروه ها روش های مختلفی وجود دارد مثلا" هر گروه نتایج کار خود را روی یک برگه یا مقوا به صورت نوشته، نمودار یا نقاشی به تصویر درآورده و این برگه ها روی تابلو یا دیوار کلاس نصب شده و در معرض دید و نقادی سایر گروه ها قرار گیرد
    5- در آخرین مرحله که مرحله ی ارزشیابی است معلم کار گروه ها را مورد ارزشیابی قرار می دهد. برای ارزشیابی می توان از گروه ها کمک گرفت و با کمک گروه ها معیارهایی برای ارزشیابی تدوین نمود و براساس این معیارها حتی خود گروه ها می توانند به ارزشیابی از کار خود (خودارزشیابی) بپردازند.
    2- شیوه ی نمایشنامه ای (ایفای نقش)
    در این شیوه دو یا چند دانش آموز موضوعی را به صورت نمایشنامه اجرا می کنند.این شیوه ی تدریس،نیاز به مهارت های خاص بازیگری ندارد؛ بلکه معلم می تواند بنا به محتوای آموزشی مورد نظر، به ضرورت از آن استفاده کند.از ویژگی های مهم شیوه ی ایفای نقش این است که زبان آموزان با نمایش و بازیگران آن، ارتباط عاطفی برقرارمی کنند وبا هیجان، مراحل نمایش را مشاهده می کنند.به این طریق، دقت،تمرکز حواس وتوجه به مطالب افزایش می یابد و یادگیری بهتر و موثرتر انجام می گیرد.هم چنین این شیوه برای مقابله با کم رویی و خجالتی بودن برخی زبان آموزان که در کار زبان آموزی مشارکت کم تری دارند، بسیار مفید است.
    3-شیوه ی بحث گروهی
    این شیوه که اساسا یک شیوه ی تدریس شاگرد محور است، برای سطوح بالاتر از سطح پایه کاربرد دارد و برای شاگردان دوره ی ابتدایی چندان مناسب نیست.مثلا برای جلسه های گفت و شنود در سطح متوسط پیشرفته، فواید بسیار دارد.در این شیوه معلم در کنار صحنه می ماند و اجازه می دهد زبان آموزان با هم صحبت کنند و فقط گاهی به سوال های آنان پاسخ می دهند اجرای این روش از هر روش دیگر دشوارتر است؛ چون معلم بایدکاملا به روش مسلط باشد و زبان آموزان نیز با آمادگی قبلی وارد کلاس شوند.اداره کردن کلاس گفت و شنود به نحوی که همه ی زبان آموزان در گفت وگو شرکت کنند ودر باره ی اطلاعاتی که رد وبدل می شود،علاقه نشان دهند،کاری مشکل است.در این زمینه روش مشاوره ای می تواند به موفقیت برنامه ی آموزش زبان فارسی کمک زیادی کند.
    4-الگوی بدیعه پردازی یا نوآفرینی
    یکی از الگوهای تدریس که باعث پرورش ظرفیت مشکل گشایی دانش آموزان و هدایت آنها به بیان خلاق و گسترش انگاره های جدید عقلی از طریق توجه به بعد عاطفی وغیر معقول می شود. الگوی بدیعه پردازی است در این الگو،به وسیله ی فعالیت استعاری به جریان آگاهانه تبدیل می شود. از این الگو اکثرا برای تدریس انشاء استفاده می شود.زیرا بیشتر از هر درس دیگری نیاز به پرورش تصورات ذهنی برای خلق چیزی جدید دارد. هدف اساسی نوآفرینی یا بدیعه پردازی شکستن سد قواعد مرسوم و ایجاد راه های جدید برای حل مسائل می باشد. این روش به منظور کمک به افراد برای شکستن زمینه های ذهنی قبلی و پیدا کردن راهی مناسب برای اندیشیدن به طرز جدید به موضوع می باشد. شش گام در تدریس این الگو عبارت است از:گام اول توصیف وضعیت جدید،گام دوم "قیاس مستقیم،گام سوم قیاس شخصی، گام چهارم تعارض فشرده،گام پنجم قیاس مستقیم و گام ششم بررسی مجدد وظیفه اولیه
    5 - الگوی تفکر استقرائی
    بر این اساس این الگو معلم به دانش آموزان مجموعه ای از اطلاعات در قلمرو خاصی مثل فرهنگ کشورها ارائه می دهد.وظیفه اصلی معلم درک آمادگی دانش آموزان برای کسب تجربه، فعالیتهای شناختی جدید و مورد استفاده قرار دادن تجارب در موقعیت جدید است دانش آموزان اطلاعات را در مغز خود سازمان دهی می کنند نکات و مطالب مستتر در آنرا به یکدیگر ارتباط می دهند و سپس آموخته های خود را در موقعیت جدید به کار گرفته و تعمیم می دهند
    و بدین وسیله به پیش گویی، فرضیه سازی و توضیح پدیده های نا آشنا یی می پردازد. الگوی تفکر استقرائی موجب می شود که دانش آموزان اطلاعات را گرد آورند به دقت بررسی کنند به شکل مفاهیم در آورند و دست ورزی با آن مفاهیم را یاد بگیرند. دانش آموزان با استفاده منظم از این شیوه توانایی کارآمدتری را در تکوین مفاهیم می یابند وبر چشم اندازهای خود در نگرش به اطلاعات می افزایند. الگوی تفکر استقرائی برای تدریس تکوین مفهوم و همزمان آموزش مفاهیم به دانش آموزان تدوین شده و توجه به منطق، زبان و معانی کلمات، و ماهیت دانش را پرورش می دهد.سه شیوه ی تدریس در این الگو وجود دارد. نخستین آن تکوین مفهوم دومی تفسیرمطالب و سومی کاربرد اصول است. هر شیوه دارای سه گام می باشد.مرحله اول: ا- فهرست گیری 2- گروه بندی 3- عنوان دهی مرحله دوم:1- تعیین جنبه های شاخص 2-کشف روابط 3- استنباط مرحله سوم: 1-پیشگویی نتایج 2- توضیح پیشگوییها 3-تصدیق پیشگویی
    6- روش یورش مغزی در تدریس انشاء
    تفکر، عالی ترین مراتب عبادت است.امام محمد باقر(ع).در رویکردهای نوین آموزش، قصد این است که آموزش و پرورش دانش آموزان را برای نزدیکی در فضای اجتماعی آینده، آماده سازد. هدف تعلیم و تربیت نوین، بر وفق آرای پیشگامان آموزش و پرورش پیشرو، ارتقای سطح توانایی همه یادگیرندگان برای حل مسأله است.
    یکی از شناخته شده ترین شیوه های برگزاری جلسات هم فکری و مشاوره بوده و کاربرد جهانی دارد. این روش دارای مزایا و ویژگیهایی منحصر به فرد است. آموزش دادن دانش آموزان با روش بارش مغزی حل مساله را به نحو خلاقانه ای در آنان بالا می برد. «روش بارش مغزی می تواند به عنوان وسیله ای برای یادآوری مفاهیم و اصول مورد نیاز برای حل مسئله به یادگیرندگان کمک می کند.
    چهار قاعده اساسی بارش مغزی
    1. انتقال ممنوع: این مهمترین قاعده است و لازم است تمام اعضا به آن توجه کرده و بررسی و ارزیابی پیشنهاد را به آخر جلسه موکول کنند.
    2. اظهار نظر آزاد و بی واسطه: این قاعده برای جرأت بخشیدن به شرکت کنندگان برای ارایه پیشنهاداتی است که به ذهن آنها خطور می کند، به عبارت دیگر در یک جلسه بارش مغزی تمام اعضا باید جسارت و شهامت اظهار نظر را پیدا کرده باشند و بدون آنکه ترسی از ارزیابی و بعضاً انتقاد مستقیم داشته باشند؛ بتوانند پیشنهاد و نظر خود را بیان کنند. هر چه پیشنهادات جسورانه تر باشد نشان دهنده ی اجرای موفق تر جلسه است.
    3. تأکید بر کمیت: هر چه تعداد نظرات بیشتر باشد، احتمال وجود پیشنهادات مفید و کارسازتر در بین آنها بیشتر می شود. موفقیت اجرای روش بارش مغزی با تعداد پیشنهادات مطرح شده در جلسه رابطه مستقیم دارد. در این روش این گونه عنوان می شود که هر چه تعداد پیشنهاد بیشتر باشد احتمال وجود طرح پیشنهاد کیفی بیشتر است.
    4. تلفیق و بهبود پیشنهادات: اعضا می توانند علاوه بر ارایه پیشنهاد، نسبت به بهبود پیشنهاد خود اقدام کنند. روش بارش مغزی این امکان را به اعضا می دهد که پس از شنیدن پیشنهادات دیگران پیشنهاد اولیه بهبود داده شود. آنها همچنین می توانند پیشنهاد خود را با چند پیشنهاد دیگر تلفیق کرده و پیشنهاد بهتر و کاملتری را به دست آورند.
    نتیجه
    بر صاحب‌نظران پوشیده نیست که پویایی روش‌های گوناگون آموزشی و اتکای آن بر پایه‌های استوار علمی و حساب شده، در جریان رشد یادگیری و ارتقای سطح فراگیری دانش‌آموختگان، تأثیر عمده دارد و این مسئله نیازمند تلاش متخصصان و کارشناسان این حوزه در تدوین و طراحی و به کارگیری شیوه‌های نوین است.
    امروزه هر فرد بشر ناچار از استفاده یافته های جدید است. از آنجا که در مدارس ما نیز دانش آموزان برای آینده تربیت می شوند و هر ساله مطالب و محتواهای کتابها نیز تغییر می یابد این ضرورت یعنی استفاده از شیوه های نو،جدید و کارا بسیار احساس می شود. یکی از مشکلات مهم و اساسی در نظام آموزش و پرورش خصوصاٌ در کشور ما، به کار نگرفتن روش های تدریس نوین در آموزش است. آشنایی با روش های مختلف تدریس می تواند زمینه ای جهت بر خورد متقابل و منطقی با دانش آموزان از یک مجرای ارتباطی صحیح مهیا کند بطوری که همواره تفکر منطقی داشته باشد. آنچه در این مقاله آمده، نگاهی کوتاه و گذرا به روش های نوین تدریس در ادبیات فارسی از جمله یادگیری از طریق همیاری، شیوه ی نمایشنامه ای، شیوه ی بحث گروهی، الگوی بدیعه پردازی یا نوآفرینی، روش یورش مغزی، الگوی تفکر استقرائی می باشد.امید آنکه مورد توجه و استفاده معلمین گرامی واقع شود.

    پیشنهادات
    1- معلم باید روش های تدریس خود را به شیوه ای طراحی کند که در آن موقعیت های فراوانی برای ارتباط دروس با زندگی پیش بینی شود.
    2- استفاده از وسایل کمک آموزشی از قبیل فیلم و سی‌دی و اسلاید و نوار کاست و بسیار مؤثر است.
    3- بالا بردن سطح علمی معلمان و استادان از آخرین و تازه‌ترین اطلاعات در حوزه زبان و ادبیات و فرهنگ ایران،
    4- معلمان جهت ارتقای سطح دانش آموزان و بهتر یاد دادن این زبان از روش های جدید تدریس استفاده کنند.
    5- اجرای جشنواره‌ی الگوهای فعال تدریس با شرکت فعال و حضور گسترده‌ی معلمان
    6- معرفی منابع و کتابهای روش های تدریس نوین به معلمان و برگزاری مسابقات کتابخوانی

    منابع و ماخذ
    1- آقازاده محرم.راهنمای روش های نوین تدریس بر پایه پژوهش های مغز محوری.
    2- شعبانی.حسن.مهارت های آموزشی و پرورشی انتشارات سمت.
    3- دکتر ذوالفقاری.حسن.راهنمای تدریس کد 51 ناشر ک اداره کل چاپ و توزیع کتاب های درسی سال 1381.
    4- رستگار،طاهره - مجید ملکان ". آشنایی با یاد گیری از طریق همیاری.

    5-عباسی، محمد رضا(1379)، عناصر ساختاری روش حل مسئله، مجله رشد تکنولوژی آموزشی، شماره5.

    6- قربانی، قربانعلی.و همکاران.آموزش راههای یادگیری نشر دانشجو..سال 1382.
    7-موسی، احمد زبان فارسی در مغرب: وضعیت، بررسی و نقد روش‌های آموزشی دانشجوی دانشگاه تهران.

    0

    تعریف آموزش و پرورش دوره ابتدایی

    در جوامع بدوی، مجموعه میراث فرهنگی بسیار اندک بوده و سطح دانش و مهارت ها آن چنان وسیع نبود، درنتیجه نیازی به نظام آموزشی منسجم با سبک برنامه خاص احساس نمی شد . آموزش، بیشتر از طریق خانواده انجام می شد و جنبه غیر رسمی داشت.

    با گذشت زمان در کشورهای مختلف، نظام های آموزشی رسمی با ساختار بسیار منظم و برنامه ریزی شده، شکل گرفت.

    در ایران با وجود تاریخ و تمدن کهن، سیستم آموزشی در طول تاریخ دچار تحول گردیده و تحولات بسیار وسیعی در مقاطع مختلف رخ داده است؛ البته دوره ابتدایی با این اسم، در نظام آموزشی ایران وجود نداشت . قبل از تشکیل نظام آموزشی نوین، در ایران بیشتر مکتب خانه و مدارس دینی وجود داشت، افراد روحانی، مکتب خانه را اداره می کردند و دروس قرآن و ادبیات فارسی به کودکان آموخته می شد.

    بعد از انقلاب مشروطه در سال ١٢٩٠ هجری شمسی، قانون معارف برای اولین بار تصویب شد، در نتیجه آموزش ابتدایی را به عنوان اولین مرحله ساختار نظام آموزشی نوین ایران معرفی نمود و لزوم بسط و گسترش آموزش ابتدایی نوین در تاریخ ایران، برای اولین بار مطرح شد.

    در سال ١٣٢٢ طبق قانون تعلیمات اجباری، آموزش ابتدایی به عنوان یک دوره آموزش عمومی و تعلیمات اجباری، مطرح و همگانی شد.

    طبق ماده دوم قانون تعلیمات اجباری، طول دوره آموزش ابتدایی، شش سال تعیین شد، ولی در سال ١٣45 هجری شمسی، مدت این دوره به پنج سال تقلیل پیدا کرد.

    اهمیت آموزش ابتدایی

    آموزش ابتدایی، به عنوان اولین مرحله آموزش همگانی مطرح است؛ البته آموزش پیش دبستانی به علت کمبود امکانات، همگانی نمی باشد . از آنجا که برخی از خانواده ها، از امکانات کافی مادی و فرهنگی برای آموزش محروم می باشند، آموزش ابتدا مرحله در ساختار نظامی موجب کاهش نابرابری های فرهنگی می گردد.

    آموزش ابتدایی، کودکان را برای مقاطع بالاتر آماده می کند و چنانچه از نظر کمی و کیفی در سطح بالاتری ارائه شود، افت تحصیلی و ترک تحصیل در مقاطع بعدی، کمتر می شود.

    اگر آموزش ابتدایی در سطح گسترده ای صورت بگیرد و اکثریت یا تمام کودکان واجب التعلم ایرانی را تحت پوشش قرار بدهد، می تواند بی سوادی را در کشور ریشه کن کند.

    در سال ١٣١٣ نظام نوین آموزشی ایران گسترش پیدا کرد، دانشسرا و تربیت معلم در ایران، به نام " دارالمعلمین"و " دارالمعلمات " و سپس دانش سرای مقدماتی تأسیس شد.

    تا سال ١٣45 نظام آموزشی ایران دارای سیستم شش سال ابتدایی، سه سال دوره اول دبیرستان و سه سال دوره دوم دبیرستان بوده است. از سال ١٣45 طول دوره ابتدایی از شش سال به پنج سال کاهش یافت. بدین ترتیب، دانش آموزان برای ورود به سه سال دوره راهنمایی آماده می شوند تا استعداد آنها دقیقاً شناسایی شده و بر مبنای استعدادهایشان، در دوره متوسطه، در رشته خاصی ادامه تحصیل بدهند. در حقیقت، نظام آموزشی ایران در سال 1342 به صورت کلی تغییر کرد و از مهر ماه سال ١٣5٠ دوره اول راهنمایی تحصیلی شروع شد.

    بسیاری از متخصصان تعلیم و تربیت معتقدند که سن تقویمی نباید تنها شرط ورود کودک به دوره ابتدایی باشد،بلکه کودک باید از طریق آمادگی، مورد ارزیابی قرار گیرد

    هدایت تحصیلی فقط به دوره راهنمایی تحصیلی محدود نمی شود، بلکه می توان زمینه مشاهده منظم و علمی کودک را از دوره ابتدایی به وجود آورد و از این طریق، زمینه های استعداد و علائق کودک را شناسایی نمود. به نظر مربیان تعلیم و تربیت، مشاوره و راهنمایی تحصیلی در دوره ابتدایی، باید به طور سیستماتیک صورت گیرد و مشاهده سیستماتیکی از کودکان، به منظور تشخیص استعدادهایشان می باشد.

    هدف عمده آموزش دوران ابتدایی، پرورش استعدادها و قابلیت های بالقوه کودکان می باشد؛ لذا این آموزشها در تمام دنیا، تحت عنوان آموزشهای عمومی در نظر گرفته می شوند.

    اهداف آموزش و پرورش ابتدایی

    اهداف آموزش و پرورش ابتدایی، مبنای تعیین روشها، محتوا، سازماندهی محتوا، ارائه محتوا و سایر اجزاء تعلیم و تربیت می باشند.

    اهداف آموزش و پرورش ابتدایی

    1- مهمترین هدف در دوره ابتدایی، پرورش استعدادهای کودکان می باشد. منظور از استعداد، توانایی و قابلیتهای -بالقوه دانش آموزان است. استعدادها دو دسته عمومی و خاص می باشند .استعدادهای عمومی، باید در همه افراد جامعه شکوفا شوند وگرنه، افراد قادر به مشارکت در فعالیتهای گروهی و اجتماعی نیستند . برای مثال، در این زمینه می توان به پرورش قوای تفهیم در کودکان اشاره کرد. در دوره ابتدایی، باید بین افراد تفاهم و توافق عمومی ایجاد شود؛ چون این امر سبب تقویت وجوه تشابه افراد می گردد. استعدادهای خاص، استعدادهایی هستند که در همه افراد به یک اندازه وجود ندارند و افراد، از نظر استعدادهای خاص متفاوت هستند. برخی از افراد دریک استعداد خاص از بقیه بالاترند و عده ای در استعداد خاص دیگری، مانند استعداد ریاضی، موسیقی، نقاشی برتر هستند.

    پرورش استعداهای خاص، در دوره دبیرستان صورت می گیرد . هر چند که زمان بروز برخی از استعدادهای خاص در اواخر سالهای دبستان می باشد، اما اکثر آن استعدادها از دوره راهنمایی به بعد شکوفا می شوند و زمینه شکوفایی آنها در دوره دبیرستان فراهم می شود . به عبارت دیگر دوره راهنمایی، زمان تشخیص استعدادهای خاص، از طریق مشاهده منظم و پرسشنامه است، ولی دوره متوسطه، زمان پرورش استعدادهای خاص می باشد.

    پرورش استعدادهای خاص، در همه افراد صورت نمی گیرد، نیازی به پرورش همگانی نیست و فقط باید در برخی از افراد که دارای استعدادهای خاص هستند، تحقق یابد . این استعدادها به آسانی شکوفا نمی شوند و شناسایی و پرورش آنها، به سهولت صورت نمی گیرد استعدادهای خاص، باعث تقویت وجوه تمایز در افراد می گردند، برعکس استعدادهای عمومی که سبب تقویت وجوه تشابه در افراد می شوند.

    2- آشنا نمودن دانش آموزان با معارف دینی : در دوره ابتدایی، باید دانش آموزان را متناسب با هوش و توانایی هایشان با رموز خلقت، زندگی پیامبران، ائمه معصومین و آیه های ساده قرآن آشنا نمود . در آموزش این مسائل، باید با ساده گویی و ارایه مثالهای عینی، اقدامات لازم انجام گیرد.

    3- تقویت حس نظم، مسوولیت پذیری و رعایت حقوق دیگران : در این دوره، باید نظم و انضباط، حس مسوولیت پذیری، احترام به حقوق دیگران و کنترل خود را به کودک یاد داد تا خود مداری و خود محوری کودک، به تدریج تعدیل گردد . در اینجا باید تناسب اصل سندیت و اقتدار نیز رعایت شود.

    4- ایجاد بینش کافی نسبت به تمدن : در دوره ابتدایی، باید کودکان را با علومی چون تاریخ، جغرافیا و اجتماعی آشنا نمود . هدف از آموزش چنین علومی در این دوره، این است که کودکان با زمان و مکان پیرامون خود ارتباط برقرار کرده و نسبت به تمدن کشور خود، احساس تعلق کنند.

    5- آموزش اطلاعات بهداشتی، ایمنی، قوانین و هنجارهای اجتماعی : کودکان در این دوره، از نظر فکری قادر .به درک قواعد هستند، در نتیجه می توان هنجارهای اجتماعی، آموزشهای بهداشتی و ایمنی را به آنها ارایه نمود مدرسه در دوران ابتدایی، از طریق آموزش هنجارها و ارزشهای اجتماعی به کودکان، به آنها می فهماند که لازمه زندگی اجتماعی، رعایت حقوق دیگران است.

    0

    معنی و مفهوم برنامه ریزی درسی

    از برنامه ریزی درسی تعاریف گوناگونی ارایه شده است.این گوناگونی ناشی از رویکردها و موضع گیریهای مختلفی است که در باره آموزش و پرورش وجود دارد.این رویکردهای مختلف بر برنامه ریزی درسی نیز تأثیر می گذارد.گروهی با توجه به آموزه های "آموزش و پرورش پیشرفته " که بر محوریت کودک تأکید دارد، وبر آنند که آموزش و پرورش و برنامه های آن باید متناسب با نیاز های کودکان باشد و گروه دیگر بر نیاز های جامعه و مسائل زندگی در جامعه تأکید می ورزند مطالعه "جامعه شناسی بر برنامه ریزی درسی " را ضروری می دانند گروه دیگر از دانشمندان بر ارزش دانش و یادگیری آن تمایل دارند وبر "برنامه ریزی "موضوع محور " یا دیسپیلین محوری "تأکید می ورزند وبر توسعه تفکر اسرار دارند.مربیان تربیتی و دانشمندانی نیز هستند که آموزش و پرورش و به تبع آن برنامه ریزی درسی را ساخت "فرهنگی –سیاسی "میدانند.به نظر این گروه "ایده ها"، نظرات و تفکرات درباره آموزش و پرورش و برنامه ریزی درسی تحت تأثیر ایده ها و استراتژی های " حکومت ها " قرار می گیرند تعیین هدفها، منابع، محتوا، روش ها و فرایند های آموزشی و پرورشی تحت نظارت و کنترل آن ها انجام می گیرد. از این رو،تفاوت در مفاهیم و تعاریف برنامه درسی محصول روشهای متفاوت برنامه ریزان و مربیان در درک فهمیدن روابط میان مدارس،حکومت ها و جامعه است.علاوه بر آن،گروهی دیگر برایده و واقعیت های "جهانی شدن" و "دهکده جهانی" نظر دارند. تغییر بنیادی آموزش و پرورش،در نتیجه تغییر الگو های برنامه ریزی را پیشنهاد می کند و بر بازسازی "هویت انسانی " برای هزاره سوم و"انسان فراملی "علاقه نشان می دهند.به نظر این گروه که بر"توسعه ظرفیت گزینش های انسانی در یک جامعه قابلیت زا" تأکید دارند آموزش و پرورش نه تنها باید معلمان با صلاحیت،ساختمان و تجهیزات جدید و متناسب با ویژگی های هزاره سوم تدارک ببیند،بلکه در همان زمان باید برنامه های خود را متناسب و سازگار با شرایط جدید زندگی در دهکده جهانی بازسازی کند.تأثیر کامل مسایل جنگ،افزایش جمعیت،کنترل سلاحهای کشتار جمعی (سلاحهای اتمی)،مسئله حقوق مدنی شهروندان،فقر،آلودگی آب و هوا،گسترش حاشیه شهر نشینی،ماشینی شدن و سایر مسائل که بی گمان در آینده پیش خواهد آمد رو در روی کودکانی هستند که هم اکنون در مدارس ابتدایی حضور دارند.